Home
زندگینامه ظهیرالدوله
آثار ظهیرالدوله
گفتارهای ظهیرالدوله
گا لری عکسها
آرامگاه ظهیرالدوله
آمار وفهرست آرامگاه
گا لری عکسهای آرامگاه
خاطرات آرامگاه
مقالات
تماس با سایت

 

 

منابع و مراجع سایت

 

- خاطرات و اسناد ظهیرالدوله به کوشش ایرج افشار انتشارات زرین سال 1367

- سفرنامه ظهیرالدوله به کوشش دکنر محمد اسماعیل رضوانی  انتشارات مستوفی سال 1371

- کتابهای تاریخ بیداری ایرانیان - خاطرات عین السلطنه -  دیوان ظهیرالدوله -آثارالباقیه

- سایت اینترنتی تاریخ معاصر ایران - میراث فرهنگی - اداره گردشگری - فارس نیوز- بهشت زهرا - شهرداری تهران

- برخی نقل قولها از اشخاص مطلغ که در جای خود آورده شده

 

پیوندها

 

 

زیارتگاههای تهران

 

خبرگزاری میراث فرهنگی

سایت میراث فرهنگی

امامزاده های تهران

پایگاه اینترنتی حضرت  معصومه

 

تاريخ معاصر ايران

شهرداري تهران

جستجوی متوفيات بهشت زهرا

بانك اطلاعات كتاب

بانك اطلاعات نرم افزارها

بانك اطلاعات نشريات ايران

دائره المعارف شرق شناسي

دايره المعارف بريتانيكا

دائره المعارف كلمبيا

دايره المعارف انكارتا

دائره المعارف الكترونيكي فلسفه

كتاب اول

مجموعه كتب مرجع الكترونيكي

فرهنگ زندگينامه‌ها

فرهنگ لغت فارسي

مترجم پارس

راهنماي انتشارات ايران

شرح حال‌ها

فرهنگ آريانپور

لینکستان

سایت موسیقی استاد وهدانی

سایت مهندسان پارس

 

 

تاریخچه آرامگاه ظهیرالدوله

 

امامزاده قاسم و آرامگاه ظهیرالدوله در شمیران

(هشتاد سال پیش - 1302)

این نقاشی منحصر به فرد به دستور مرحوم آقای کهنه شهری از روی عکسی در سال 1349 ترسیم شده است

تجریش در زمان ناصرالدین شاه  پر از درخت انجیر وگیلاس

و مزرعه های با صفا

اصل این نقاشی در موزه صاحبقرانیه موجود است

 

درآمدی بر احوال شمیران

 


تهران كه از ساختمان هاى بلند و نماهاى سيمانى و شيشه اى اشباع شد، زمين خواران، باغ ها و ييلاق هاى تهران را باير كردند، نفت و گازوئيل باقيمانده ميراث طبيعى پايتخت را از ريشه خشكاند و حالا يكى از معدود باغ هاى تاريخى تهران در همين ييلاق گلابدره كه امروزه خيابانى بيش نيست به خزان زودرس و مرگ تدريجى مى نشيند.
«... ما ارزش هاى باغ ملك را مى دانيم، اين باغ را بايد جزو تنها زمين هاى باقيمانده از ييلاق گلابدره و باغ هاى وسيع شميران دانست. بخشى از منطقه دربند براى جلوگيرى از ادامه تخريب ها و تغيير سيماى تاريخى آن در فهرست آثار ملى ثبت شده و اقداماتى را هم براى ثبت روستاها و محورهاى تاريخى ديگر تهران آغاز خواهيم كرد اما پيش از آنكه جز نام گلابدره نشانى در تهران نماند و باقيمانده باغ ملك و درختان اين محدوده در اثر ساخت و سازهاى جديد نابود شوند، باشد شهردارى اقداماتى را در اين زمينه آغاز كند.»
«ناصر پازوكى» مديركل ميراث فرهنگى استان تهران با بيان اين جملات تأكيد مى كند كه تمام فضاى باغ ملك جزو محدوده هاى حفاظت شده ميراث فرهنگى استان تهران است و بايد به شكل باغ باقى بماند.
وعده هاى ديگرى مى شنويم، محمود صارمى معاون شهردارى منطقه يك مى گويد: «به زودى اعلام مى كنيم كه شرايط خريد باغ ملك چه خواهد بود، اين پرونده در حال پيگيرى است بايد سرقيمت با مالك به توافق برسيم و مشكلات حقوقى برطرف شود.»
درختان باغ ملك اما جوان و پير نشده مى ميرند. برج هاى بلند در حاشيه باغ ملك، كنار رودخانه جوشان اين محل كه حالا به كانال نقاله فاضلاب تبديل شده، پا گرفته و چشم اندازهاى گلابدره كور مى شود تا دربند بى باغ بماند و شهر بى درخت.
يكى از اهالى مى گويد: «در اين خيابان باغچه هاى كوچكى وجود داشت كه يكى از آنها متعلق به پدرم بود. تابستان كه مى شد به دليل گرماى شديد هواى تهران، تمام اعضاى خانواده ما به اين باغچه قديمى مهاجرت مى كردند و به موازات ضلع جنوبى كوچه، پلكانى وسط اين جاده تنگ و باريك بود كه در ميانه آن جوى آب باريكى جريان داشت...»
بى برنامه تر از هميشه، ميراث تاريخى طبيعى پايتخت برباد فنا مى رود. ديواره هاى زمخت حاشيه خيابان گلابدره خواسته يا ناخواسته بايد خاطره جويبارهاى زلال و درختان سپيدار و تبريزى و باغ هاى انار و انجير را در خود محو كنند. ميان سايه فراگير اين برج هاى بلند ديگر بوى پيچك هاى امين الدوله نمى آيد و گلابدره ديگر يك ييلاق تابستانه نيست. دامنه هاى البرز ديگر با مزارع مربع مستطيل كشت گندم و سيبستان هاى وسيع مفروش نمى شوند، جاى توتستان ها و باغ هاى انار، جاى گلابدره و قلهك و فرحزاد را هجوم ديوارهاى بتنى و شيشه هاى رفلكس پرمى كند. چادرهاى ييلاقى بر دامنه البرز برپا نمى شوند، كسى سراغ ييلاق ها را نمى گيرد و همين روزهاست كه مديران شهرى در تصميم گيرى هاى كارشناسى جديدشان حتى نام گلابدره ها را هم از فهرست اسامى كوچه هاى تهران خط بزنند.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«نيم فرسخ اگر به سمت شمال مى رفتى، بر فراز خنك ترين تپه تهران، كاشى هاى امامزاده قاسم پيدا بود. تبريزيهاى بلند و سپيدارهاى قد كشيده تا آبى آسمان...» حالا اين نشانى ها براى پيدا كردن «گلابدره» كافى نيست. ييلاقى در كار نيست، تا چشم كار مى كند، برجهاى بدقواره از زمين سر كشيده اند و در ميان اين همه بدنه سيمانى و كوچه هاى تازه شهرى شده، به سختى مى توان نشانه هايى از روزهاى خوش ييلاق تابستانه تهران را در گلابدره بازشناخت. شيشه هاى رنگى در خانقاه معروف محل «ظهيرالدوله» كه اكنون مدفن فروغها، صباها و بسيارى از مشاهير ديگر است، در شكاف باريكى ميان دو برج بلند محصور شده است.
زمين پر شده از آهن و سيمان و ديوارهاى بتنى بر بستر باغهاى انار و انجير قد كشيده اند. بوى ياس امين الدوله نمى آيد و گلابدره كه زمانى به امامزاده قاسم و خانقاه ظهيرالدوله و باغات انجيرش مشهور بود، خاطرات گذشته را پشت سر جا مى گذارد و مى رود. باغها كه ويران شدند، درختان كهنسال، چنارها و نارونها ريشه در آسفالت داغ بستند و حيران ميانه اين خيابانهاى پرشيب مانده اند.
«... اينها باقى مانده هاى درختان قديمى محلند. اينجا همه باغ بود، توتستان، سيبستان همه را خراب كردند، برج ساختند. مردم اجازه ندادند كه شهردارى اين چند تا درخت را قطع كند، هرچى باغ بوده كه برج ساختن و رفتن بالا، حداقل همين چند تا دانه درخت را برايمان بگذارند بماند.»
از كسبه قديمى محل است. مى گويد هشتاد و اندى سال از عمرش مى گذرد و عمرى ميان همين كوچه ها و گذرهاى دربند و گلابدره نفس چاق كرده است. سرفه امانش نمى دهد، اما «حاج باقر» دوباره به گذشته برمى گردد، به خاطرات گلابدره و ييلاقهاى قديمى دربند. حالا بهتر به خاطر مى آورد كه: «در تهران تنها مى شد، هفت يا هشت ماه زندگى كرد، گرماى هوا كه بالا مى زد، تهرانيها كوچ مى كردند اينجا. انجير بار مى زدند و مى بردند، زمينها كه اينجور باير نبود. بابا آن روزها يك «تهرون» بود و يك «شمرون»...»
با هجومى تهرانى ها به سمت ييلاق هاى شمال تهران، روستاييان خانه هاى خشت و گلى خود را كه اغلب به ويرانه هايى مى ماند به شهرنشينان تهرانى اجاره مى دادند و خود در چادرهاى تابستانى سكونت مى كردند.
دربند اما هميشه در فضاهاى ييلاقى تهران حال و هواى ديگرى داشت و در ميان محله گلابدره بيش از ساير محله هاى اين منطقه ييلاقى شناخته شده بود. كوچه هاى تنگ و باريك گلابدره، جاى درختان توت و پيچكهاى امين الدوله بود، جاى خانقاه ظهيرالدوله، جاى امامزاده قاسم و بوى نان تازه محلى، قناتهايى كه از دل زمين مى جوشيدند و كوچه هايى با ديوارهاى خشتى نمدار و سپيدارهاى بلند.

حالا ديگر اما «... تهران، ييلاقها و باغهاى قديمى را در خود بلعيده است. شميران كه بدون درخت شميران نيست. مجوز ساخت و ساز در اين منطقه به شدت بى ضابطه و مغاير با ارزشهاى توسعه پايدار بوده و اين امر كوهستانهاى شمال تهران و بويژه منطقه دربند را عارى از ارزشهاى طبيعى كرده است. در صورتى كه دربند جدا از ويژگيهاى بارز طبيعى بخشى از خاطرات گذشته همه نسلهاى ساكن تهران است و نبايد ارزشهاى تاريخى طبيعى آن اينچنين قربانى توسعه يافتگى شتابان تهران شوند ما ديگر امكان خلق فضاهاى بكر طبيعى چون مناطق ييلاقى تهران را از نو نخواهيم داشت و اين واقعيتى است كه سال ها آن را ناديده گرفتيم.»
اينها جملات مهندس اسكندر مختارى يكى از كارشناسان ميراث فرهنگى است. «مختارى» ادامه مى دهد: «دربند، گلابدره و محله هاى ديگر اين منطقه با ساير محوطه هاى تهران بايد با شيوه هاى خاص و متمايزى اداره شوند. اين محله ها جزئى از هويت تهران هستند، بخشى از تاريخ شهر در آنها جاى گرفته و نبايد چنين به حال خود رها شوند.»
نشانه هاى خاطره هاى دور و نزديك تهرانى ها لابه لاى چنارهاى دربند و كوچه باغ هاى انباشته از بوى پيچك هاى امين الدوله، رفته رفته بى رنگ مى شود. شهر رفته رفته از گذشته، از هويت، از تاريخ و شناسنامه هاى فرهنگى خود فاصله مى گيرد و حالا جز نشانى هاى محدودى از گورستان ظهيرالدوله و كاشى هاى ترك خورده امامزاده قاسم نمى توان ردى از گلابدره ييلاق قديمى تهران، دروس، داووديه و ... پيدا كرد. «باقر» مى گويد: «اينجا شبانه درختان را بريدند. نه اينكه حالا نباشه، هنوزم مى برند. باغ پشت خيابان گلابدره را به آتش كشيدند كه از اين برج ها چند طبقه جايش بسازند، مردم اعتراض كردند اما چه فايده، كسى به فكر نيست، درخت پشت درخت است كه قطع مى كنند و كسى صدايش درنمى آيد، مردم هم آنقدر كه گفتند، خسته شدند...»

 

 

 

امامزاده قاسم دربند: 

در مورد هویت شخصی و تاریخی امام‌زاده قاسم اطلاعات دقیقی در دست نیست‌. عده‌ای او را قاسم‌بن حسن‌بن علی‌بن ابی‌طالب می‌دانند که همراه امام‌حسین‌(ع‌) در واقعة کربلا شهید شده است‌، اما به روایتی دیگر از نوادگان شهربانو، دختر یزدگرد سوم‌، است‌. اما به یقین شهرت این بنا مربوط به سال963 ه.ق، است که شاه تهماسب صفوی بنای اولیه را تأسیس کرد و دستور ساخت مقبره و ضریح را داد. دومین بازسازی به دستور فتحعلی‌شاه قاجار انجام شد.
 محوطه امام‌زاده قاسم طی سال‌ها تغییرات بسیاری کرده است‌. حوضچه‌ای که سال‌ها در حیاط امام‌زاده وجود داشت و همچنین، قبرهای موجود در حیاط با بتون پوشیده شده و در حال بازسازی است‌. با وجود این‌، امام‌زاده مورد احترام مردم و به عنوان زیارتگاه محل رفت و آمد است‌.
 بنای امام‌زاده با گنبد خشتی و سقفی نیمه کاره رها شده است‌. احتمال داده می‌شود بعد از اتمام بازسازی‌، روبنای امام‌زاده تغییر کند. هم‌چون دیگر مکان‌های مذهبی‌، در محوطة امام‌زاده چند مغازة قدیمی وجود دارد. چند مغازه به سبک جدید، بانک و ... نیز در محوطه قرار دارد.

 

آرامگاههاي قديم تهران:


بهشت زهرا در سال ۱۳۴۹ تاسیس شد واولین متوفی در آن شخصی بنام محمدتقی خیال بود که درقطعه ۱ردیف۱شماره ۱دفن شد.
 اما تا قبل از آن تهران چندين آرامگاه داشته كه معروف ترين آن  چهار گورستان  به نامهای مسگرآباد - ظهیرالدوله - امامزاده عبدالله و ابن بابویه بوده. است.
در ابن بابویه اشخاصی چون علی اکبردهخدا ؛حسین فاطمی؛غلامرضا تختی؛میرزاده عشقی دفن شده اند .محمد مصدق و شاه سابق نیز وصیت کرده بودند که در این مکان دفن شوند.

 

تاریخچه مختصر آرامگاه ظهیرالدوله:

 همانگونه که در قبلا" گفتیم شمیران ییلاقی زیبا در شمال تهران بود و از آنجا که ظهیرالدوله (صفا علی) خود در جمال آباد شمبران بدنیا آمده بود و نیز به طبیعت دلبستگی فراوان داشت ومواقعی را برای قدم زدن و زیارت اهل قبور اختصاص داده بود.  وگاهی  به امامزاده قاسم و قبرستان آنجا میرفته و زیارتی میکرده است.

از مولوی وفا علی یکی از یاران نزدیک ایشان  چنین نقل است که : روزی که  آقا از زیارت امامزاده قاسم بر میگشت در کنار باغی پایش به سنگی خورده و به زمین میخورد بعد از این حادثه ایشان به مولوی وفا علی میگوید: مولوی مرگ من نزدیک شد و همین جا زیر این درخت باید مرا به خاک بسپاری

 این موضوع مشروحا" در مجله اطلاعات ماهانه سال هشتم شماره 88 چنین نوشته شده:

این گورستان با صفا که مدفن مرخوم صفاعلیشاه ظهیرالدوله است میان تجریش و امامزاده قاسم قرار دارد و سابقا" در اطراف این محل گورستان کهنه ای بوده و ظهیرالدوله مرحوم کمی پیش از مرگ باتفاق وفاعلیشاه مولوی هادی گیلانی روزی به عزم زیارت اهل قبور(3) در این محل قدم میزده ناگهان در زیر درخت کهنسالی پایش به سنگ میخورد و فوری به وفاعلیشاه میگوید: عجل من نزدیک شده خواهش دارم پس از من تو متصدی کفن و دفن من باشی و مرا در همین محل و در زیر همین درخت کهنسال به خاک بسپاری.

پس از این واقعه وفاعلیشاه به گیلان میرود ولی مرحول ظهیرالدوله او را به تهران میطلبد. چندی از مراجعت وفاعلیشاه به تهران نمیگذرد که حال ظهیرالدوله برهم میخورد و وصیت سابق را درباره محل دفن تکرار میکند و مخصوصا" به او یادآور میشود که راضی نیستم مرا با برد یمانی دفن کنی چون با پول آن برد میتوان چهل درویش را پوشاند و سزاوار نیست که پیراهن چهل درویش را با خود به گور ببرم. وفاعلیشاه مرحول صفاعلیشاه را درهمان محل بخاک میسپارد و بعد از مدتی خود وفا هم خرقه تهی میکندو همانجا بخاک سپرده میشود

 واشعار زیر که در دیوان وفاعلیشاه ذکر شده شاهد این معنی است:

 

بدم چل سال همراز ظهیرالدوله در تهران               هزار و سیصد و چل بود و دو بگذشت از این دوران ( 1342 قمری)

زرشتم خواست. گفتا مولوی رفتم چو زین عالم        پس از تغسیل مدفونم نما در عرصه شمران

اگر این عرصه را قبر صفا خوانی روا باشد            که شد قبر وفا هم عرصه یاد وفاداران (4) 

  

 به هر حال از آنجا که ظهیرالدوله مورد قبول اکثر طبقات اجتماعی نیز بود بسیاری از هنرمندان - سیاستمداران و دانشمتدان وصیت کردند که در همان جا کنار او دفن شوند. شاید مزار درویش خان و ایرج میرزا از اولینها بتوان نام برد اما بعدها کم کم از سالهای 1340 به بعد دفن اموات در این مجموعه ممنوع شد و دفن افرادی که بعدا" در سالهای 40 تا 50 صورت پذیرفت فقط با اجازه نامه خاص و آنهم بصورت محدود بود. حتی دفن فروغ فرخزاد نیز در آرامگاه ظهیرالدوله با مشکلاتی رو برو بود تا سر انجام به دستور آقای عبدالله انتظام ریاست انجمن اخوت خاکسپاری فروغ انجام میشود. و آخرین تدفین  درآرامگاه ظهیرالدوله  (به سال 1359)  انجام شده. به هر حال این آرامگاه به مساحت تقریبی 4300 مترمربع (در دو قسمت قدیم که همان آرامگاه ظهیرالدوله و اطراف باشد و یک قسمت جدید که بعدها به ان اضاف شد) (2) اکنون آرامگاه بزرگانی چون ملک الشعرای بهار - ایرج میرزا - رشید یاسمی - رهی معیری - دکتر محمد حسین لقمان ادهم - محمد مسعود - ابوالحسن صبا - روخ الله خالقی - فروغ قرخ زاد - قمرالملوک وزیری - استاد حسید تهرانی - برادران محجوبی - داریوش رفیعی - حبیب الله سماعی - حسن تقی زاده - درویش خان - صبحی مهتدی  وبسیاری هنرمندان و شاهزادگاه و دراویش وسیاستمداران قرن اخیر است .

ناگفته نماند که کارهای شستشو و کفن پیچ کردن اموات عموما" در امامزاده صالح - امامزاده قاسم و قیطریه بوده و در آرامگاه ظهیرالدوله تنها دفن و خاکسپاری انجام میشده است.

این آرامگاه تاریخی که آنرا شبیه به آرامگاه پرلاشز (1) فرانسه میدانند در سال   1378  توسط   سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان تهران با شماره 2001 در فهرست آثار ملى كشور به ثبت رسیده است .

مختصات  طول وعرض جغرافیایی این مجموعه از مرکز عبارتند از : 35 درجه و 48 دقیقه و 27/43 ثانیه شمالی و 51 درحه و 26 دقیقه و 25/0 ثانیه شرقی .

 

(1) پرلاشز گورستان قدیمی پاریس است که بسیاری از چهر های بنام فرانسه در آن خاک شده اند و صادق هدایت نیز در آن آرمیده است.

(2) باغچه کوچکی نیز در ضلع شمال غربی آرامگاه وجود داشته که بنام باغ خبیرالسلطنه مشهور بوده  در این باغ هم چند قبر خانوادگی  وجود داشته ( قبر دختران خبیرالسلطنه وبرخی دیگر اعضای خانواده) که از مجموته ظهیرالدوله جدا بوده است .  این باغ که وارث آن در خارج بوده توسط برخی قصب شده و اکنون بصورت مجموعه مسکونی در آمده است.

(3) این آرامگاه مااکین شخصی دارد اما نزدیک آرامگاه ظهیرادوله قبرستانی قدیمی  بوده  بر روی سنگ وقفنامه آب انبار نیز نوشته ای  است بدین مضمون:

"هوالواقف علی الضمائر وقف موید و حبس مخلد نمود غلامحسین خان نخعی ضرغامعلی صفائی نعمت الهی یکباب آب انبار واقعه در قبرستان قدیم امام زاده قاسم جنب مقبره مرحوم خلدآشیان ظهیرالدوله صفا علی شاه قدس سره العزیز باتمام مسلمین

المطلع علی السرائر تولیت این آب انبار در ممات حقیر با رئیس محترم دفتر وقت انجمن محترم اخوت خواهد بود وقف نامچه در دفتر انجمن مذکور ضبط است بتاریخ محرم هزار و سیصد و پنجاه و دو غلامحسین ضرغامعلی."

(4)  به نقل از تاریخ برگزیدگان و مشاهیر ایران و عرب تألیف: امیرمسعود سپهرم

 

 

 تاریخچه متولیان آرامگاه:

 

علاوه بر نظارت انجمن اخوت سابق بر خانقاه صفیعلیشاه و آرامگاه ظهیرالدوله همواره سرپرستی و مالکیت این اماکن نیزبعهده خانواده ای یزدی الاصل که ازقدیم  یعنی در زمان خود صفیعلیشاه و ظهیرالدوله آنجا حاضر بودند قرار دارد.

درویش حسین و درویش خرم و درویش خیراتعلی (نامی که حضرف صفی گذاشتند) سه برادر از مریدان صفیعلیشاه و ظهیرالدوله بودند و برگه ورود این برادران و تشرف آنها به امضای ظهیرالدوله موجود است. (ظهیراادوله در کتاب سفرنامه از درویش خرم یاد میکند که پای پیاده مسافت زیادی را بدنبال او آمده است)

به هر روی درویش خرم متولی خانقاه صفی علیشاه و درویش حسین متولی آرامگاه ظهیرالدوله بود. بعد از بیماری درویش خرم، درویش حسین اورا به ظهیرالدوله میبرد و آنجا از او پرستاری میکند که خود درویش حسین ناگهان فوت میکند و بعد از چهل روز نیز درویش خرم به او می پیوندد. این دو برادر ازدواج نکردند و فرزندی نداشتند.

اما مرحوم درویش خیراتعلی برادر سوم ازدواج کرد و حاصل آن 3 پسر به نامهای درویش رضاعلی - درویش ناصرعلی و درویش حیاتعلی بود.

مدت کوتاهی نیز درویش حیاتعلی( پسر درویش خیراتعلی)  عهده دار کار عموهای خود در آرامگاه ظهیرالدوله بود تا زمانیکه انجمن اخوت شخصی به نام درویش محمد نجار را به تولیت آنجا میگمارد. محمد نجار تا سال 1337 متولی آرامگاه بوده ( درویش نجار در آرامگاه ظهیرالدوله مدفون است)  بعدها فرزند دیگر درویش خیراتعلی یعنی آقای رضاعلی صفایی برای سالها عهده دار تولیت آرامگاه و خانقاه ظهیرالدوله میشود ودر حفظ و تعمیر و نگهداری آرامگاه میکوشد تا در سال 1367 و همرمان با سیل بنیان کن دربند که آرامگاه ظهیرالدوله را هم فرا میگیرد و ویران میسازد ایشان از شدت تالم وناراحتی فوت میکنند بعد از ایشان فرزندانش آقای حامدعلی صفایی عهده دار بودند  و بعد از فوت او  اکنون آقای احمدعلی صفایی  تولیت آرامگاه را بعهده دارند . 

 

 

 

 

 

 

درویش حسین

درویش خرم در کنار صفیعلیشاه

درویش خرم

درویش خیراتعلی

درویش رضاعلی

آقای حامد علی صفایی

آفای احمد علی صفایی

 

فهرست معاریف و علمای تخت فولاد اصفهان (آماده نشده)

صفحات فهرست آرامگاه ظهیرالدوله :    123  - 4  - 5  -  6 - 7  - 8  - 9  - 10  - 11  

 صفحات فهرست عکسی قطعه هنرمندان بهشت زهرا 1- 2- 3- 4- 5- 6

صفحات فهرست عکسی امامزاده  طاهر مهرشهر 1

 صفحه موزه و گالری  برخی سنگ قبرهای دیدنی...

بر تربتش از لطف و کرم فاتحه خوانید            کو شاد زلطف و کرم فاتحه خوان است